آیا حادثه  در سیرجان فقط یک درگیری احساسی ورزشی بود؟ / اؤزگور هارای

آیا حادثه  در سیرجان فقط یک درگیری احساسی ورزشی بود؟ / اؤزگور هارای
آیا حادثه  در سیرجان فقط یک درگیری احساسی ورزشی بود؟اؤزگور هارای

آیا حادثه  در سیرجان فقط یک درگیری احساسی ورزشی بود؟

پرسشی که ذهن هر انسان تورک را  به راحتی به چالش می کشد.

وقتی خشونت علیه بازیکنان مس سونگون این‌چنین سازمان‌یافته و بی‌هزینه انجام می‌شود،

آیا می‌توان آن را به «هیجان لحظه‌ای» نسبت داد؟

یا باید آن را در چارچوب رفتار ساختاری علیه تیم‌ها و جامعهٔ تورک دید؟

***

رفتاری که بعد از پایان بازی تیم مس سونگون و تیم گهر زمین سیرجان رخ داد — ورود تماشاگران سیرجانی به زمین و ضرب‌وشتم وحشیانهٔ بازیکنان مس سونگون — نمی تواند صرفاً یک نزاع  ورزشس- فوتبالی باشد. این اتفاق را باید در بستر بزرگ‌تر درِ رفتار سیستماتیک با تیم‌های تورک‌  و مهندسی فضای روانی علیه تورک‌ها در ایران بررسی کرد.

  • شدت خشونت

  • هدف‌گیری مشخص بازیکنان مس

  • بی‌عملی یا تأخیر در واکنش نیروهای انتظامی

  • سابقهٔ برخوردهای مشابه با تیم‌های تورک در شهرهای مختلف

همهٔ این‌ مؤلفه ها نشان می‌دهد که ماجرا فوتبالیِ صرف نیست.

این خشونت «طبیعی» نبود، بلکه خودجوشِ هدایت‌شده بود؛ یعنی مجموعه‌ای از تحریک‌ها بود که در لحظهٔ پایان بازی منفجر شد.

لذا نکته ایی که نباید از نظر دور نگه داشت نقش وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی در اینگونه حوادث است.

 موارد ذکر شده ی زیر نشان دهنده ی غیر وزرشی بودن این گونه حوادث است:

  • تقریباً همهٔ درگیری‌های شدید علیه تیم‌های تورک بدون پیامد جدی برای عاملانش تمام می‌شود.

  • نیروهای انتظامی همیشه «دیر می‌رسند».

  • رسانه‌های رسمی تلاش می‌کنند ماجرا را کوچک جلوه دهند.

اما باید پرسید ریشه ی این ناگواری ها  از کجا سر چشمه می گیرد؟

بدون شک این نوع نگرش نسبت به تورک ها ریشه در یک واقعیت تلخ تاریخی در ایران دارد:

در صد سال اخیر در گفتمان رسمی و غیررسمیِ مرکز و مخصوصا در سیستم آموزش و پرورش تورک‌ها اغلب به‌عنوان «دیگری» معرفی شده‌اند؛

و بدین ترتیب وقتی چه در زمان طاغوت پهلویی و چه در زمان طاغوت جمهوری اسلامی  سال‌ها روایت‌سازی سیستماتیک هندی خودی و تورک غیر خودی علیه تورک صورت می‌گیرد، نتیجه‌اش تبدیل شدن تورک‌ها به هدف خشونت‌های «قابل توجیه» در چشم بخشی از جامعه است.

این الگوی تکرارشونده ی صد ساله نشان می‌دهد که حداقل یک بی‌میلی عامدانه برای مهار این خشونت‌ها وجود دارد.

و در طاغوت جمهوری اسلامی، بی‌میلیِ عامدانه معمولاً بدون هماهنگی نهادهای امنیتی نیست.

haray
ADMINISTRATOR
PROFILE

یازیلار

سون یازیلار

باش یازارلار

چوخ سئویلن لر

ویدیولار