ایران؛ یک قرن جابه‌جایی شبکه‌های نفوذ از ماسونیزم پهلوی تا آخوندهای آخرالزمانی / اؤزگور هارای

ایران؛ یک قرن جابه‌جایی شبکه‌های نفوذ از ماسونیزم پهلوی تا آخوندهای آخرالزمانی / اؤزگور هارای
ایران؛ یک قرن جابه‌جایی شبکه‌های نفوذ از ماسونیزم پهلوی تا آخوندهای آخرالزمانی اؤزگور هارای

در روایت یک‌صد سال اخیرِ قدرت در ایران، آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید نه «حاکمیت ملی»، بلکه جابه‌جایی شبکه‌های نفوذ است؛ شبکه‌هایی که با ایدئولوژی‌های ظاهراً متضاد، اما با کارکردی مشترک عمل کرده‌اند.

پیش از ۱۳۵۷، ساختار قدرت به‌طور گسترده در سیطره‌ی الیگارشی وابسته به محافل ماسونی و پروژه‌ی «آریامحور» قرار داشت؛ پروژه‌ای که به‌نام نوسازی، اما در عمل با قطع پیوند ملت با هویت تاریخی و زبانی خود و وابستگی ساختاری به غرب پیش رفت.

 

پس از سال‌های ۵۶–۵۷، به‌جای فروپاشی نظام نفوذ، تنها لباس آن عوض شد. این‌بار شبکه‌ای ایدئولوژیک با قرائت آخرالزمانی از مذهب، قدرت را به دست گرفت؛ شبکه‌ای که با پیوندهای فراملی، الهیات سیاسیِ وارداتی و منافع بیرونی، نه در خدمت ایران، بلکه در خدمت پروژه‌ای فراتر از مرزهای ملی عمل کرد. نتیجه، انتقال کشور از سلطه‌ی ماسونیِ شبه‌مدرن به سلطه‌ی روحانیتِ ایدئولوژیک بود؛ بی‌آنکه مردم، زبان‌ها، و منافع واقعی ایران در مرکز تصمیم‌سازی قرار گیرد.

 

در این میان، دوگانه‌ی «جناح راست و چپ حاکمیت» بیش از آنکه واقعی باشد، تقسیم کار درون یک ساختار واحد است: جناحی با نقاب مذهب، جناحی با نقاب تکنوکراسی و شبه‌مدرنیسم؛ اما هر دو بی‌ریشه در اراده‌ی مردم و بی‌تعهد به حاکمیت ملی.

آنچه قربانی این چرخه‌ی تکرارشونده شده، نه یک حکومت یا یک جناح، بلکه خود ایران است؛ کشوری که یک قرن است میان شبکه‌های نفوذ دست‌به‌دست می‌شود، بی‌آنکه فرصت نفس کشیدنِ مستقل بیابد.

haray
ADMINISTRATOR
PROFILE

یازیلار

سون یازیلار

باش یازارلار

چوخ سئویلن لر

ویدیولار