از دویست کشورِ کرۀ زمین یکصد و هشتاد و پنج کشور دارای تنوع قومی و زبانی میباشند. در برخورد با تنوع قومی و زبانی دو نوع سیاست سازنده و تخریبی بکار گرفته میشود. خودمختاری سرزمینی و فرهنگی و فدرالیسم را سیاستهای سازنده مینامند و یکسانسازی فرهنگی و زبانی، کوچ اجباری و نسلکشی را سیاست تخریبی.
در ایران از موقعی که فراماسونها، یکی از چهار گروه مشروطهچی قلابی به رهبری سید حسن تقیزاده، محمدعلی فروغی، حسینقلی خان نواب و … به اقتدار عالی سیاسی دست یافتند، با تأسیس فرهنگستان زبان فارسی، سازمان پرورش افکار و وزارت معارف سیاست تخریبی یکسانسازی فرهنگی و زبانی را با قدرت هر چه تمامتر به اجرا گذاشتند. آماج، قلمروسازی برای قوم فارس بود. پس اقوام غیرفارس ایران و در رأس آنها تورکها بوسیلۀ سیاست تخریبی یکسانسازی فرهنگی و زبانی باید فارس شوند.
تحصیل اجباری به زبان فارسی و عدم تحصیل به زبان مادری نماد سیاست یکسانسازی فرهنگی و زبانی است و نیز تغییر اسامی مناطق جغرافیایی و مسکونی از تورکی به فارسی در راستای قلمروسازی برای قوم فارس میباشد.
متأسفانه سیاست تخریبی یکسانسازی فرهنگی و زبانی بعد از سرنگونی حکومت پانایرانیستی پهلوی باز هم ادامه دارد. در دورۀ حکومت پهلوی اکثریت کنشگران عرصۀ سیاست عملی دارای ایدئولوژی مارکسیسم و لنینیسم بودند. آنان پیرو آموزۀ انترناسیونالیسم پرولتری و جهانوطنی بودند. بنابراین با بیاعتنایی به واقعیتهای موجود جامعه، از آن جمله ستم ملی، در تلاش بودند که آتش مبارزۀ طبقاتی را شعلهور کنند.
اما اکنون یکی از چند شکاف فعال در کشور شکاف قومی میباشد. این شکاف فعال عکسالعمل طبیعی در مقابل سیاست یکسانسازی فرهنگی و زبانی میباشد. پس نباید در برخورد با این شکاف راهحلهای امنیتی بکار گرفته شود. بهترین و عاقلانهترین راهحل آنست که آموزش به زبان مادری به اجرا گذاشته شود.
قادر کیانی
Leave a Comment
Your email address will not be published. Required fields are marked with *