دوگانهٔ ظاهری و عظیمی قدبم زندانی تورک در زندان اوین
عظیمی قدیم، یکی از زندانیان تورک در زندان اوین، از واقعیت یک بازی موذیانه پرده برمیدارد که سالهاست حاکمیت با ان کارت بازی می کند.
او میگوید حتی ابتداییترین حق قانونی زندانی—یعنی مرخصی—به او داده نمیشود. وزارت اطلاعات بهسادگی اعلام میکند: ضابط موافقت نکرد.
عظیمی قدیم می اقزاید: ضابط همان بازجوی وزارت اطلاعات است؛ کسی که یک روز عنوان «کارشناس» میگیرد و روز دیگر «ضابط»، و در عمل قدرتش از قاضی هم بیشتر است. قاضی میگوید: «من با مرخصی موافقم»، اما ضابط وزارت اطلاعات مخالفت میکند. قاضی میگوید: «با آزادی مشروط موافقم»، اما کارشناس وزارت اطلاعات آن را رد میکند.
***
آری، کارشناس یا همان ضابط وزارت اطلاعات کشور و یا اطلاعات سپاه، زمین بازی را پهن میکند؛ زمینی که در آن به نام قاضی حکمهای ۵۰ ساله، ۷۰ ساله و ۱۰۰ ساله برای فعالان تورک چیده میشود. اما نکته ی مهمی که باید بدان توجه شود این است که: بازیگر اصلی در این میدان، قاضی نیست. قاضی فقط مامور بازی است. یعنی قاضی مامور اجرای دستورات مقامات امنیتی – وزارت اطلاعات کشور و یا اطلاعات سپاه – است.
در واقع، کارشناس و ضابط وزارت اطلاعات کشور و یا اطلاعات سپاه است که روی همین زمینِ از پیش چیدهشده بازی میکند و قواعد را تعیین میکند.
در نگاه اول، به نظر می رسد ساختار معیوب کنونی، نقشها را کاملاً جابهجا کرده است:
ضابط فرمان میدهد، قاضی امضا میکند. و این یعنی قوهٔ قضاییه از یک نهاد حقوقی به زمینبازیِ امنیتیها تبدیل شده است؛ زمینی که وزارت اطلاعات کشور و یا اطلاعات سپاه خطوط اصلی آن را ترسیم می کند و قوهٔ قضاییه فقط در آن جولان می دهد .
.
قاضی در ظاهرِ صاحب پرونده است؛ اما قدرت واقعی در دست همان بازجوست—یک روز با عنوان «کارشناس»، روز دیگر با عنوان «ضابط». اوست که تصمیم میگیرد چه کسی مرخصی بگیرد، چه کسی نه؛ چه پروندهای سنگین شود، کدام متهم زیر فشار بماند، و کدام حکم روی میز امضا شود.
***
اما موضوخ اصلی چیست؟
بِدون شک، برای فهمیدن مسئله ی اصلی باید شناخت و فهم درستی از طراحان اصلی این بازی داشت.
در ایران، صرفنظر از اینکه چندین سرویس اطلاعاتی غرب و شرق همیشه فعال و باهم دیگر رقابت، رفاقت و شقاوت داشته اند، دو محور اطلاعاتی مهم و در عین حال وابسته به غرب و شرق نقش اصلی را در تعیین و تثبیت امورات کشور ایفا می کنند.
وزارت اطلاعات کشور که ریشه ی آن به ساواکِ ساختهٔ غرب در دورهٔ پهلوی میرسد، اساساً ماسونیک وعاریامحور است. در مقابل، اطلاعات سپاه که زادهٔ ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و واتیکان و گلوبالیست محور است، در برابر آن قرار میگیرد.
اتحاد و ائتلاف این دو جریان—یکی عاریامحور و دیگری واتیکانمحور—در یک نقطهٔ بسیار روشن شکل میگیرد: خصومت ساختاری با دین اسلام، با هویت تورک و با عرب اسماعیلی.
ایندو اگرچه در ظاهر با یکدیگر رقابت میکنند و هر کدام خود را «جریان برتر» معرفی میکند، اما وقتی پای دین اسلام و هویت ملی تورک و عرب به میان میآید، اختلافها ناگهان کنار گذاشته میشود و جای آن را یک همپیمانی عمیق و نا نوشته میگیرد.
این همپیمانی پنهان، همان نیرویی است که سالهاست سیاستگذاری امنیتی و فرهنگی کشور را جهت میدهد؛ جریانی که در ادبیات امروز به نام «ایرانشهری» شناخته میشود.
ایرانشهری، در واقع، چتر فکری و سیاسی همین دو محور است؛
ـ عاریامحوریای که ریشه در پروژههای نژادگرایانه و غربساختهٔ پهلویها دارد،
ـ و واتیکانمحوریای که از دل شبکهٔ مذهبی–امنیتی جمهوری اسلامی بیرون آمده است.
این دو جریان ممکن است در مسائل داخلی و رقابتهای قدرت روبهروی هم بایستند، اما در لحظهٔ مواجهه با اسلام ناب، با تورک و با عرب اسماعیلی—یعنی سه ستون مقاومت فرهنگی و تاریخی—به سرعت به یک جبههٔ واحد تبدیل میشوند.
به همین دلیل است که ایرانشهری را باید نه یک مکتب فکری، بلکه ائتلافی امنیتی–هویتی دانست؛ ائتلافی که مأموریتش مشخص است:
خاموش کردن صداهای اسلامی، هویت تورکی و هویت عربی در ایران.
***
اینجاست که برای فهم واقعیت، باید سؤالهای کلیدی را مطرح کرد:
وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه هرکدام در کدام محورهای عقیدتی–سیاسی ریشه دارند؟ و دستگاه قضایی در اختیار چه جریان و چه ساختاری است؟ چرا که در صحنهٔ واقعی قدرت، تصمیمگیرنده لزوماً قاضی یا دادستان نیست. آنچه تعیینکننده است، محور عقیدتی–امنیتی پشت هر نهاد است؛ محوری که رفتار، تصمیم، و حتی قضاوت را شکل میدهد.
در این میان، باید سناریوی قدیمی اما همیشه زندهٔ «پلیس خوب – پلیس بد» را از یاد نبریم.
این دو جریان—یکی عاریامحور، دیگری واتیکانمحور—در ظاهر از هم فاصله دارند، اما در پشت پرده نقشهای مکمل بازی میکنند. گاه وزارت اطلاعات در نقش پلیس بد ظاهر میشود و اطلاعات سپاه خود را پلیس خوب نشان میدهد؛
و زمانی دیگر، جای نقشها عوض میشود: اطلاعات سپاه شمشیر را از رو میبندد و وزارت اطلاعات با چهرهٔ نرمتری وارد میشود.
پس می توان گفت که فهم این دوگانهٔ ظاهری—اما متحد در هدف—برای شناخت موضوع کاملا ضروری است.