- In آزربایجان, ایران, تاریخ
- دسامبر 18, 2025

ضرورت راهبردی تأسیس حزب مستقل پزشکیان برای خروج ایران از بنبستهای ساختاری اؤزگور هارای
ضرورت راهبردی تأسیس حزب مستقل پزشکیان برای خروج ایران از بنبستهای ساختاری / اؤزگور هارای
بیتردید جامعه ایران امروز در تنگنایی همهجانبه گرفتار آمده است؛ تنگنایی که ابعاد اقتصادی، سیاسی و نهایتاً فرهنگی آن، زیست روزمره مردم را بهشدت فرسوده و امید اجتماعی را تضعیف کرده است. در عرصه اقتصادی، شتاب افسارگسیخته افزایش نرخ ارز ـ بهویژه دلار ـ نهتنها ثبات بازار را از میان برده، بلکه بهطور مستقیم موجب جهش سرسامآور قیمت کالاهای اساسی و مایحتاج عمومی شده است. نتیجه این وضعیت، کوچکتر شدن سفره مردم و گسترش فقر پنهان و آشکار در لایههای مختلف جامعه است.
در همین حال، ساختار اقتصادی کشور عملاً در سیطره شبکههای مافیاییِ ریشهدار قرار گرفته است؛ شبکههایی که با نفوذ در شریانهای اصلی اقتصاد، هرگونه امکان اصلاح، رقابت سالم و رفاه پایدار را فلج کردهاند. این مافیا نهتنها مانع شکلگیری سیاستگذاری عقلانی و توسعهمحور شده، بلکه با ایجاد انحصار، رانت و فساد سیستماتیک، اعتماد عمومی به کارآمدی دولت را بهشدت فرسایش داده است.
از منظر سیاسی نیز، کشور با بحرانی عمیق مواجه است. ساخت قدرت، بیش از آنکه مبتنی بر اراده عمومی و نهادهای پاسخگو باشد، در کنترل شبکههای امنیتی و ساختارهای پنهانِ وابسته به منافع بیرونی قرار گرفته است. دستگاه قضایی، که باید ضامن عدالت و استقلال باشد، عملاً از جایگاه ذاتی خود فاصله گرفته و در بسیاری از موارد در امتداد همان ساختارهای امنیتی عمل میکند. پیامد طبیعی این وضعیت، سرکوب شدید هرگونه اعتراض مدنی، محدود شدن فضای سیاسی و انباشته شدن زندانها از دگراندیشان و منتقدان است؛ امری که خود به تعمیق شکاف دولت–ملت منجر شده است.
در چنین شرایطی، دولت کنونی به ریاست مسعود پزشکیان، وارث مجموعهای از بحرانهای انباشتهشده از دولتهای پیشین است؛ بحرانهایی که نهتنها حلنشده باقی ماندهاند، بلکه در بسیاری موارد تشدید نیز شدهاند. افزون بر این، اطراف رئیسجمهور را همان چهرههای آزمونپسداده و ناکارآمد گذشته احاطه کردهاند؛ افرادی وابسته به جناحهای موسوم به چپ و راست که کارنامه آنان، بیش از آنکه نشانی از اصلاح و تحول داشته باشد، یادآور تکرار بنبستهای پیشین است. فقدان یک حزب سیاسی مستقل و منسجم برای پزشکیان، عملاً او را در چنبره «سیاست بیسیاستی» گرفتار کرده و قدرت ابتکار و تصمیمگیری راهبردی را از دولت سلب نموده است.
برای برونرفت از این مخمصه نفسگیر و فلجکننده، نخستین و فوریترین اقدام، پاکسازی ساختار اجرایی از عوامل نفوذی و بازماندگان دولتهای ناکارآمد گذشته است؛ عناصری که استمرار حضورشان، هرگونه امکان تحول واقعی را از میان میبرد. همزمان، باید با بهکارگیری چهرههای جدید، متخصص، مستقل و تازهنفس، مسیر بازسازی اعتماد عمومی و شکوفایی کشور هموار شود.
با این حال، تحقق چنین امری بدون یک پشتوانه سیاسی سازمانیافته ممکن نیست. ایجاد حزب سیاسی مستقلِ وابسته به شخص پزشکیان، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی است. تنها از رهگذر شکلدهی به حزبی منسجم، پاسخگو و مبتنی بر برنامه، میتوان سکان اداره کشور را از دست شبکههای غیررسمی و مافیایی خارج کرد و به دولت امکان داد تا با اتکا به نیروهای همسو و مسئول، اصلاحات واقعی و پایدار را پیش ببرد. در غیر این صورت، دولت نیز همچون اسلاف خود، در گرداب ساختارهای فرسوده مستهلک خواهد شد و فرصت تاریخی برای نجات کشور از دست خواهد رفت.