قوم فارس نداریم! / دکتر مریم موسوی

قوم فارس نداریم! /  دکتر مریم موسوی

قوم فارس نداریم! یحتمل آن هم‌وطنانی که خود را فارس معرفی میکنند عرب‌اند و نه خود میدانستند و نه ما! باری ما نیز میدانیم که خاستگاه این زبانی که در ایران بدان فارسی گفته میشود، نه استان فارس بلکه خراسان است.

📌 زبانی که امروزه در ایران فارسی، در تاجیکستان تاجیکی و در افغانستان دری و تاجیکی خوانده میشود هر سه یک زبان‌اند با سه لهجه عمده متفاوت. خاستگاه این زبان، برخلاف تصور عموم ایرانیان، شیراز نیست. خاستگاه این زبان خراسان قدیم است که مناطقی از خراسان ایران و کشورهای افغانستان و تاجیکستان را شامل میشود. در خراسان زبان‌های بسیاری چون پشتو، ترکی و… تکلم میشود. این زبان به طور دقیق، زبان تاجیک‌هاست و در تاجیکستان با همین اسم رسمی است.

📌 برخلاف تبلیغات پانفارسیسم، این زبان ادامه زبان پهلوی (زبان ساسانیان) و زبان پهلوی ادامه زبان پارسی (زبان هخامنشیان) نیست. این زبانها جملگی هم‌خانواده‌اند و اشتراکات لغوی و گرامری دارند لکن اینگونه نیست که زبان پهلوی در طول تاریخ تغییر و تحول یافت و به زبان تاجیکی بدل گشت. در برهه‌ای از تاریخ، هر دو زبان زنده بودند و حتی متونی از پهلوی به تاجیکی ترجمه میشد!.

📌 فارسی نامیدن این زبان‌ها به تبع تعمیم جز به کلی است که نام ایالت پارس را به کل قلمرو هخامنشیان و ساسانیان تسری داد. همچنان که ما کل سرزمین هلن را یونان نامیدیم که برگرفته از ایالت ایونیکا آن قلمرو میباشد. گاه نه تنها زبانهای پارسی، پهلوی، تاجیکی بلکه حتی جمیع زبانهای آریانیک منطقه را پرشین نامیده‌اند.

📌 سنت تسمیه این منطقه توسط غرب، ادامه تسمیه یونان باستان است که این جغرافیا را پرشیا نامیده بود. به علت حاکمیت وقت هخامنشیان و خاستگاه قومی و جغرافیایی‌شان، قلمرو آنها توسط مجاورین، قلمرو پارس نامیده شده است. این به معنی برابر بودن ایران با پارس نیست. عرب‌ها این جغرافیا را ملک عجم نامیده‌اند. این جغرافیا ملک آل سلجوق، قزلباشیه، صفوی، افشار و… نیز نامیده شده است. ابن خلدون آورده است “ان ارض ایران هی ارض الترک”. تمامی این تسمیه‌ها بدان معنی نیست که ایران و ایرانیت برابر است با پارس، عجم، ترک، صفوی، افشار و…

📌 اتنیسیتی یک مفهوم هویتی و اجتماعی است. قوم فارس وجود دارد چون هستند هم‌وطنانی که خود را فارس می‌نامند. اینکه یک جوان یزدی، سمنانی یا اصفهانی، امروزه خود را فارس میداند، بعد هویتی و اجتماعی دارد. مبنی جامعه‌شناسانه‌اش نیز همین است. و الا فقط همین سمنان چند ده زبان (نه لهجه) بومی داشته که در قرن اخیر به شدت آسیب دیده‌اند. مشخص نیست که این جوان آسمیله شده، اکنون فارس بودنش را از منسوبیت جغرافیایی به ایالت فارس میگیرد، که سمنانی است! یا از زبانش که خراسانی است!

📌 آنتونیو گرامشی در زمینۀ تئوریزە کردن مفاھیم کلیدی ھمچون ھژمونی و جنگ قدرت بە خوبی توضیح داده است کە چگونە جنبە‌ھای سیاسی نظامی و اقتصادی قدرت با جنبە‌ھای فرھنگی و زبانی ھمراە می‌شوند و از طریق جامعە مدنی، سیستم‌ھای تعلیم و تربیت، ادبیات رسمی و غیر ‌‌‌‌رسمی و رسانەھای عمومی در استقرار و استحکام ھویت گروە حاکم بە مثابە ھویتی غالب، طبیعی، کاملا صحیح و عاری از عیب و نقص خود را نشان می‌دھند.

📌 مسئلەای کە بە این هژمونی کمک میکند، مزیت نامرئی بودن اتنیک در قدرت است. بر همین اساس پانفارسیسم‌ خود را پشت نقاب ایران، ایرانیت، پان‌ایرانیسم پنهان نموده و در حالی که تمامیت‌خواهانه از حقوق زبانی، فرهنگی، هویتی و قومی کامل برخوردار است با انکار وجود قوم فارس و مساوی دانستن خود با ایرانیت، زمینه‌ی انکار دیگر اتنیک‌ها، استعمار داخلی و تضییع حقوق فرهنگی، سیاسی و اقتصادی‌شان را فراهم می‌کند.

haray
ADMINISTRATOR
PROFILE

یازیلار

سون یازیلار

باش یازارلار

چوخ سئویلن لر

ویدیولار