- In آزربایجان, ایران, تاریخ
- دسامبر 16, 2025

نقش آیت الله طالقانى در كشتار تُورکان آزربایجان در ۲۱ آزر سال ۱۳۲۵ ابراهیم ساوالان
آیت الله طالقانى می گوید:
شب آن روزى كه ارتش می خواست به سوى آزربايجان بيشروي نمايد مصادف با ايام محرم بود. در ان شب در سالن مركز ستاد با حضور فرماندهان، افسران و خبرنكاران، سخنرانى مفصلى كردم و وظيفه اسلامى و ملى همه به خصوص سربازان را شرح دادم و افتخار بزرك فداكارى براى نجات كشور و شهادت دراين راه را بيان كردم. صبح آن روز كه ارتش و قواى چريك حركت مى كردند، انها را اززير قرآن رد كردم و به كوش يك-يك انها دعا خواندم و سر و روى انان را بوسيدم.
نقش آیت الله طالقانى
در كشتار تُورکان آزربایجان در ۲۱ آزر سال ۱۳۲۵
نوشته ی ابراهیم ساوالان
مشاهیر متوفی و متولد آذرماه را در متنی لیست کرده بودم و آقای گرگری اشاره کرد که نام سیدجواد طباطبایی از قلم افتاده و رسم جامعیت ایجاب میکند تا از او هم یاد کنیم که متولد ۲۳ آذر است و دو روز بعد از آزادی آذربایجان بدنیا آمده و عمر خود را وقف آن کرد که آذربایجان دوباره روی آزادی را نبیند. ۲۳ آذر همچنین روز تولد ناصر حجازی است که برخلاف طباطبایی مورد احترام همگان بود و هرگاه شور هواداران تراکتور را میدید، اشک در چشمانش حلقه میزد.
یکی از علل شکست فرقه دموکرات، اتحاد عجیب آمریکا، انگلیس، سلطنت، روحانیت، ملیگرا و جمهوری خواه در سنگر مقابل بود که خوشبختانه دیگر امکان چنان اتحادی وجود ندارد و تک تک آن گروهها با همه گروههای دیگر طرف شدهاند. هواداران سلطنت که قبلاً فقط به چپ و مجاهد حمله میکردند، چند روز پیش در مشهد ابزار روحانیت شده و به راستهای ملیگراها و جمهوریخواه نیز حمله کردند.
در دوره پیشهوری و همزمان با تولد طباطبایی، جناح مقابل به دستجات متعدد تقسیم نشده بود و همه آنها در یک سنگر قرار داشتند و امثال طالقانی برای شوراندن ارتش سلطنت به پادگان میرفتند. در دوره مصدق، وقتی قوامُالسلطنه برنامه خود برای نخستوزیری را تقدیم سفارت انگلیس کرد، بخش سیاست داخلی را با این تیتر آغاز کرد که «سلطنت و دیانت دو مظهر بزرگ وحدت ملی ایران بوده و هستند» ولی پانزده سال بعد از آن، جلال آلاحمد نوشت که روشنفکر ایرانی «از اوان آشنایی با فرنگ تا به امروز مُدام گرفتار یک دور و تسلسل احمقانه میان روحانیت و حکومت (سلطنت) است». جلال در آن دور احمقانه، طرف روحانیت ایستاد و به روشنفکران معاصرش هشدار داد که «مخالفت با آخوند یعنی همکاری با شاه و دستگاه ظلمه و جور» و حالا برخیها آن تسلسل احمقانه را وارونه کرده و میگویند که «مخالفت با پسر شاه یعنی همکاری با دستگاه ظلمه و جور».
همچنانکه تراکتور ما خارج از دوگانه قرمز و آبی آنهاست، سیاست ما نیز از همان ابتدا در خارج آن دور باطل بود و قصد پریدن از آغوش استبدادی به آغوش استبداد دیگر را نداشتیم. عیب این رویکرد این بود که ما همیشه تنها بودیم و آنها بارها برعلیه ما متحد شدند. طرفداران استبداد مانند قانون بقای ماده و انرژی، نابود نمیشدند و فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشدند ولی اگر خصومت فعلی آن گروهها شدت گیرد، راه تغییر رنگ از حالتی به حالتی دیگر مسدود شده و اتحاد آنها ناممکن خواهد شد و آنها نیز مانند ما تنها خواهند شد و باید تک تک به سراغ ما بیایند که در نبرد تک به تک، مغلوب وَلَضالین خواهند بود.