در رخدادی کمسابقه و معنادار، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور منتخب نظام، روز یکشنبه هفتم دیماه، در نشستی با مدیران معاونت راهبردی ریاستجمهوری، سخنانی بر زبان راند که بیش از آنکه یک موضعگیری اجرایی باشد، به افشای یک حقیقت عمیق در ساختار قدرت شباهت داشت.
او با صراحت اعلام کرد: «تفکری که گمان میکند یک فرد میتواند بهجای یک ملت تصمیم بگیرد، کشور را به این وضعیت رسانده است.»
پزشکیان، با پذیرش بخشی از مسئولیت، تأکید کرد که دامنه اختیارات دولت محدود به «مدیریت شاخهها»ست و «ریشه و تنهی اصلی تصمیمگیری» در جایی دیگر قرار دارد. به بیان دیگر، او به شکلی کمسابقه اعتراف کرد که ساختار واقعی قدرت، بیرون از دولت رسمی عمل میکند و مسیر کشور را تعیین مینماید.
وی در ادامه، با اشاره به ثروت عظیم ملی ایران گفت:
«ما روی گنج نشستهایم؛ نفت، گاز و منابع طبیعیای که اگر بهدرستی مدیریت شوند، سهم هر ایرانی میتواند ماهانه بین ده تا پانزده میلیون تومان باشد.»
اما این ثروت، نه در خدمت رفاه مردم، بلکه در اختیار همان ساختار پنهانی است که منافعش در تداوم فقر عمومی، پروژههای ایدئولوژیک، گسترش نفوذ منطقهای، سیاستهای نیابتی، برنامههای هستهای و رؤیای محو اسرائیل تعریف شده است.
بهگفته او، توزیع عادلانه ثروت ملی به معنای کوتاه شدن دست همان جریان از منابع بیتالمال است؛ و دقیقاً به همین دلیل است که هیچگاه اجازه اصلاح واقعی داده نمیشود.
اهمیت این اظهارات زمانی دوچندان میشود که در بستر بحرانی کنونی بیان شده است؛ در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران از احتمال درگیری نظامی گسترده سخن میگویند و همزمان، شهرهای بزرگ کشور شاهد تعطیلی بازارها و اعتراضات خاموش اما معنادار مردمی هستند که زیر فشار فقر، تورم و بیثباتی اقتصادی، دیگر تاب تحمل ندارند.
سخنان پزشکیان را میتوان یکی از صریحترین اعترافات درونساختاری دانست؛ اعترافی که اگرچه دیرهنگام است، اما پرده از حقیقتی برمیدارد که سالهاست جامعه آن را با پوست و استخوان لمس کرده است:
مشکل ایران نه در «مدیریت اجرایی»، بلکه در «ساختار قدرت» ریشه دارد.