- In آزربایجان, ایران, خبرلر
- ژانویه 9, 2026

وقتی زندان سهم آزادیخواهان است و مجلس سهم اقلیت جنگ طلب؛ دموکراسی زهرهوند کجاست؟ اؤزگور هارای
سخنان زهرهوند، نمایندهای که با مشارکت حداقلی و در سایهی بایکوت گستردهی انتخابات وارد مجلس شده، بیش از آنکه دفاعی از «نقش مردم در دموکراسی» باشد، بازتابی از بحران مشروعیت ساختار سیاسی و تلاش برای مصادرهی مفاهیم دموکراتیک به نفع یک گفتمان اقتدارگراست.
او با استناد به نمونههایی از ایتالیا و آلمان—کشورهایی با نهادهای تثبیتشده، انتخابات آزاد، رسانههای مستقل و تفکیک واقعی قوا—میکوشد این گزاره را القا کند که «تعطیلی دولت یا پارلمان خطرناک نیست». اما قیاس ایران با این نظامها، نهتنها خطای تحلیلی، بلکه تحریف آگاهانهی مفهوم دموکراسی است. در آن کشورها، مردم از حق انتخاب، اعتراض، گردش قدرت و نظارت برخوردارند؛ در حالی که در ایران، همان مردمی که باید «نقش ایفا کنند»، بهدلیل سرکوب سیستماتیک، بازداشت فعالان، حذف رقبا و مهندسی انتخابات، عملاً از صحنه بیرون رانده شدهاند.
– تناقض آشکار: مردم کجا بودند وقتی زندانها پر شد؟
پرسش اساسی اینجاست:
چگونه فردی که در دورههای مورد حمایت او—از احمدینژاد تا رئیسی—روزنامهنگاران، فعالان مدنی، دانشجویان، کنشگران ملی و آزادیخواهان به زندان افتادند، امروز میتواند از «نقش مردم در دموکراسی» سخن بگوید؟
اگر مردم باید نقش ایفا کنند،
چرا هر بار که خواستند نقش ایفا کنند، با باتوم، زندان، گلوله، پروندهسازی و حذف مواجه شدند؟
و اگر مشارکت مردم اصل است،
چرا نتیجهی عدم مشارکت، بهجای بازنگری در ساختار، به اشغال کامل مجلس توسط اقلیتی ایدئولوژیک انجامید؟
دموکراسی بدون ملتها؟
دموکراسی مورد ادعای زهرهوند، در برابر یک واقعیت بزرگ سکوت میکند:
بیش از چهل میلیون تورک شیعه در ایران که سالهاست تحت شدیدترین اشکال توهین، تحقیر، حذف زبانی، سرکوب فرهنگی و امنیتیسازی هویت قرار دارند.
سؤال روشن است:
در کجای این دموکراسی، حق زبان مادری تورکی به رسمیت شناخته شده؟
در کدام بخش از این نظم سیاسی، کرامت و برابری ملتهای غیرفارس تضمین شده؟
و چگونه میتوان از «حاکمیت مردم» سخن گفت، وقتی بخش بزرگی از مردم حتی حق نام بردن از هویت خود را ندارند؟
– جنگطلبی و نفرتپراکنی؛ ضد دموکراسیِ آشکار
افزون بر این، گفتار جنگطلبانه و نفرتپراکنانهی زهرهوند علیه تورکیه و آزربایجان، آشکارا با اصول بنیادین دموکراسی—یعنی صلح، همزیستی، عقلانیت سیاسی و احترام به ملتها—در تضاد است. دموکراسی نه با تحریک احساسات قومستیزانه و دشمنسازی خارجی، بلکه با گفتوگو، حقوق برابر و عقلانیت مدنی معنا مییابد.
– مسئله دموکراسی نیست؛ مسئله پزشکیان است
در نهایت، مشکل زهره وند و جریان آخرالزمانی روشن است:
مشکل این جریان، دموکراسی نیست؛ چون هرگز به آن باور نداشتهاند.
مشکل اصلی، پزشکیان است؛ نه بهعنوان یک فرد، بلکه بهمثابه نماد حداقلی از عقلانیت، قانونگرایی، کاهش تنش و بازگشت نسبی سیاست به متن جامعه.
ترس از استیضاح، ترس از سقوط دولت یا حتی ترس از خلأ قدرت نیست؛
ترس واقعی، از بازگشت مردم به سیاست است.
زیرا هر میزان که مردم دوباره وارد صحنه شوند،
مجلسهای چهاردرصدی، گفتمانهای آخرالزمانی و پروژههای جنگطلبانه، مشروعیت خود را از دست میدهند.