پروژهی امنیتی ایرانشهریها برای فعالین ملی تورک
بازداشت گروهی و هماهنگ ۲۹ نفر از فعالین ملی تورک، از شهرهای مختلف ایران و انتقال آنان به مرکز کشور به زندان اوین، یک اتفاق ساده نیست. بلکه بخشی از یک روند و جابهجایی بزرگ و پشت پرده در ساختار قدرت در حال گذر در ایران است؛ جابهجاییای که نه فقط ریشه در سیاست داخلی دارد، بلکه از تحولات منطقهای و فشارهای خارجی هم تغذیه میشود.
برای فهمیدن این اتفاق و گذار پشت پرده باید به عقب برگشت: صد سال از کودتای انگلیسی گذشته است؛ کودتایی که چارچوب هویتی و سیاسی ایران مستعمره شده را تعیین کرد و راه را برای یک دولت تکزبانه و تکصدا باز گذاشت.
امروز، ایران دوباره در آستانهی یک مرحلهی تاریخی و سرنوشت ساز است؛ مرحلهای که نه مثل انقلاب ۵۷، بلکه با توجه به شکل رویدادهای اخیر و نحوه ی زودوده شدن عناصر کلیدی در حاکمیت به «کودتای مدیریتی» معروف شد.
در این نقطهٔ حساس، که تهدید خارجی بالا رفته، جنگ ۱۲ روزه مشروعیت سیاسی و امنیتی را لرزان کرده، فشار آمریکا بر تصمیمگیری داخلی سایه انداخته، و بازیگران نفوذی در ساختار قدرت فعال شدهاند، حاکمیت نمیخواهد هیچ صدای مستقلی بماند که این وضعیت را تحلیل کند یا به چالش بکشد.
لذا وقتی تهدید از بیرون نزدیک میشود، اولین واکنش این است که تهدیدهای داخلی را باید از میان برداشت. در نتیجه نقش تورکها که در صد سال اخیر تحت تعلیمات افکار وارداتی و نژاد پرستانه ی تک زبانی و تک ملتی بعنوان دشمن تمامیت ارضی قلمداد شده اند، برجسته میشود.
تورکها به دلایل حساسیت هویتی، ریشهٔ تاریخی و پیوندهای اجتماعی نشان داده اند که در مراحل گذار پویا و سازمانیافته هستند و در دنیای مدرن امروزی هم شبکه های اجتماعی گسترده دارند که میتوانند هر طرح غیرشفاف را به چالش بکشند و جریانهای پشتپرده را سریعتر از دیگران ببینند و واکنش نشان دهند.
«پروژهی امنیتی»—بازداشت و انتقال ۲۹ نفر از فعلین ملی تورک از شهرهای مختلف به مرکز کشور و زندان اوین—در همین فضا معنا پیدا میکند:
این پروژه ی امنیتی، یک پروژه ی خاموشسازی است. این پروژه امنیتی تلاشی برای بیصدا کردن نیرویی است که میتواند در آیندهی سیاسی ایران نقش تعیینکننده داشته باشد.
این بازداشتها نه یک پروندهٔ قضایی، نه یک تخلف، بلکه بخشی از روندی است که میخواهد آینده را بدون حضور و اعتراض تورکها شکل دهد. گذاری که در آن باید صدای تورکها خاموش باشد تا آیندهٔ موردنظر طراحان قدرت، -ایران شهری ها- با کمترین مقاومت پیش برود.
به همین دلیل است که برای همهٔ بازداشتشدگان، یک انگ و اتهام تکراری چسبانده شده است: «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی».
به همین دلیل است که همه ی فعالین ملی تورک در دادگاه های امنیتی و بطور فرمایشی بدون وکیل و بدون حق دفاع عادلانه به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند.
وقتی انگ ها و اتهامها یکدست هستند، یعنی پرونده فردی نیست؛ پروندهای جمعی است برای حذف یک ظرفیت و پتانسیل اجتماعی و سیاسی.
وقتی برای همهٔ بازداشتشدگان یک اتهام تکراری گذاشته میشود—«اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»—این یعنی پرونده فردی نیست؛ تصمیم از پیش گرفته شده و فقط اسامی را زیر آن چسباندهاند.
این بازداشت ها یک «پروژهی امنیتی» پیشگیرانه برای گذار به ایرانی است که ایرانشهری ها در آرزوی آن شب و روز بیقراری می کنند.
این یک پروژه ی امنیتی و تلاشی هماهنگ برای کنترل آینده و حذف افرادی است که نقش فکری، رسانهای یا میدانی دارند تا مسیر یک «استبداد جدید ایرانشهری» در ایران فردا هموار شود.