سکوتِ هوشمند یا فریادِ نابهنگام؛ تأملی در بِزنگاه جنگ و انسداد سیاسی / اؤزگور هارای
سکوتِ هوشمند، در مقاطع تاریخیِ پرمخاطره، بسیار راهگشاتر از فریادهای نابهنگام و واکنشهای هیجانی است. تجربههای تاریخی بهروشنی نشان میدهد که فشار یا حملهی خارجی میتواند، بهصورت همزمان یا در قالب پسلرزههای امنیتی، به تحکیم و قبضهی هرچه کاملتر قدرت در داخل منجر شود؛ وضعیتی که در آن نیروهای نظامی، بهویژه سپاه، با توسل به منطق «امنیت ملی» عرصهی سیاست، دولت و جامعهی مدنی را بیش از پیش به حاشیه میرانند.
به بیان سادهتر، خطر اصلی صرفاً بمباران یا درگیری خارجی نیست؛ بلکه خطر بزرگتر آن است که به نام صیانت از کشور، آخرین بقایای سیاست، حاکمیت مدنی و کنش جمعی نیز کنار زده شود. این همان سناریویی است که جریانهای آخرالزمانی و ویرانمحور، سالهاست برای ایران تجویز کرده و در آرزوی تحقق آن بهسر میبرند.
جنگ خارجی نه مُترادف نجات مردم است و نه هممعنای آزادی. تاریخ گواهی میدهد که چکمههای سربازان بیگانه هرگز برای هیچ ملت و کشوری دموکراسی به ارمغان نیاوردهاند. برعکس، هرگونه حمله از خارج، بهطور معمول بهانهای برای نظامیسازی کامل ساختار قدرت در داخل فراهم میآورد؛ فرآیندی که در آن هزینهی اصلی را مردم میپردازند، نه هستهی سخت قدرت.
با در نظر گرفتن تجربهی تاریخی و موقعیت کنونی، به نظر میرسد تورکها نباید در دام «جنگ بیرونی و سرکوب درونیِ متعاقب آن» گرفتار شوند. در چنین بزنگاه حساسی، عقلانیتِ بقا، سیاستِ مرحلهای و پرهیز از کنشهای پرهزینه، اهمیتی حیاتی مییابد.
بر این اساس، برای صیانت از خود و تضمین آیندهی ملت تورک در ایران، توجه به اصول زیر ضروری به نظر میرسد:
۱) استقلال موضع سیاسی
نه همصدایی با تجاوز خارجی و نه ایفای نقش پیادهنظام کودتای امنیتیِ سپاهِ ایرانشهری.
حملهی خارجی، مسئلهی ملی تورکها—و دیگر ملتهای ساکن ایران—را حل نخواهد کرد. در سناریوی کودتای امنیتی نیز، نخستین قربانیان، زبان، فرهنگ و فعالان مدنی تورک خواهند بود. از اینرو، موضع عقلانی، حفظ استقلال سیاسی و فاصلهگذاری روشن با هر دو قطب ویرانگر است.
۲) تقدّم امر فرهنگی–هویتی بر شتاب نظامی و خشونت
در شرایط جنگی، هر حرکت شتابزده میتواند بهانهای برای سرکوب گستردهتر فراهم آورد. در چنین وضعیتی، تورکها میبایست با رویکردی هوشمندانه و مستمر، زبان، روایت هویتی، نمادها و آیینهای فرهنگی خود را برجسته و بازتولید کنند.
۳) شبکهسازی اجتماعی بهجای تقابل مستقیم
تقابل خیابانیِ بیپشتوانه، بیتردید به حذف نخبگان و فعالان ملی تورک خواهد انجامید. در مقابل، شبکهسازی گسترده، منظم و پایدار در عرصههای مدنی، رسانهای و اجتماعی، ضامن ماندگاری و تداوم کنش جمعی است.
۴) مرزبندی شفاف با پروژههای امنیتی و سناریوهای ابزاری
هر پروژهای که تورکها را به ابزار تقلیل دهد—خواه از سوی تهران و نهادهای امنیتی با هدف الصاق برچسب تجزیهطلبی، و خواه از سوی نیروهای بیرونی با وعدههای موهوم آینده—ذاتاً خطرناک است. تورکها باید خود را بهعنوان عنصری سیاسی، ثابت و مستحکم معرفی کنند؛ نه نیرویی واکنشی، نیابتی یا قابل بهرهبرداری برای نفوذیهای داخلی و متجاوزان خارجی.
۵) آمادگی برای دوران پس از بحران
بحرانها ماندگار نیستند؛ زمانمندند و سرانجام میگذرند. آنچه باقی میماند، نقشهی راه است. هر راهبردی برای تأمین حقوق ملت تورک در ایران، باید بنیاد خود را بر حفاظت و حراست از هویت و زبان تورکی اُستوار سازد. به بیان دیگر، رسمیت زبان تورکی باید در صدر مطالبات قرار گیرد؛ مقدم بر حقوق اقتصادی، سیاسی و سایر مطالبات.
در این مسیر، وجود کادر فکری و رسانهای فعال، فراگیر و پایدار ضرورتی انکارناپذیر است؛ کادری که همزمان بتواند با دیگر ملتهای ساکن ایران، بر پایهی اهداف مشترک و منافع متقابل، روابطی منسجم و تنگاتنگ برقرار سازد.