ایران در پیچ تاریخی؛ اصلاح ممکن است یا دیر شده است؟ / اؤزگور هارای

ایران در پیچ تاریخی؛ اصلاح ممکن است یا دیر شده است؟ / اؤزگور هارای
ایران در پیچ تاریخی؛ اصلاح ممکن است یا دیر شده است؟ اؤزگور هارای

– ایران در آستانه یک دگرگونی ساختاری است، نه صرفاً یک بحران مقطعی

بدون شک آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه یک «بحران اقتصادی» ساده است و نه صرفاً پیامد سوء‌مدیریت مقطعی؛ بلکه نشانه‌های آشکار یک گذار تاریخیِ پرهزینه است. ساختار سیاسی–اقتصادی‌ای که دهه‌ها بر تمرکز قدرت، حذف تنوع قومی–سیاسی و مهندسی اجتماعی استوار بوده، اکنون زیر فشار هم‌زمانِ فرسایش درونی و فشارهای بیرونی قرار گرفته است.

اصطلاح «جراحی اقتصادی» در چنین بستری بیشتر به یک استعاره اضطراری شباهت دارد؛ چرا که جراحی زمانی معنا دارد که بدن، حداقلی از توان بازسازی داشته باشد. در غیر این صورت، جراحی می‌تواند به شوک مرگبار بدل شود.

پزشکیان؛ میان بقا، اصلاح و بن‌بست ساختاری

پزشکیان در موقعیتی ایستاده که نه اختیار یک اصلاح‌گر واقعی را دارد و نه می‌تواند نقش صرفاً نمایشی یک مدیر بحران را بازی کند. او در میانه‌ی شبکه‌ای از تضادها قرار گرفته است: از یک سو، فشار ساختارهای سخت قدرت؛ از سوی دیگر، جامعه‌ای فرسوده، خشمگین و بی‌اعتماد.

تلاش او برای «نجات از درون»، بیش از آنکه محصول قدرت باشد، نشانه‌ی استیصال سیستم است. سیستم می‌داند ادامه مسیر گذشته ممکن نیست، اما راه عبور از آن را نیز ندارد.

– اپوزیسیون بیرونی؛ فقدان مشروعیت اجتماعی، وفور مطالبه از دیگران

در این میان، اپوزیسیون خارج‌نشین بار دیگر همان الگوی تکراری را بازتولید می‌کند: تحریک اجتماعی بدون ارائه طرح سیاسی، دعوت به خیابان بدون پاسخ به پرسش قدرت، و مطالبه مشارکت از ملت‌هایی که خود هیچ جایگاهی برایشان در آینده ترسیم نکرده‌اند.

رفتار بخشی از این جریان‌ها نسبت به تورک‌ها، به‌ویژه، نشانه‌ای روشن از همان بیماری مزمن مرکزگرایی و انکار هویت‌های ملی است. آن‌ها در روز بحران، دست نیاز به سوی تورک‌ها دراز می‌کنند، اما در روز تقسیم قدرت، حتی نامی از حقوق آنان نمی‌برند. این تناقض، نه تصادفی، بلکه ساختاری است.

– مسئله اصلی: تغییر بدون بازتعریف قدرت ممکن نیست

نه حکومت فعلی، نه اپوزیسیون کلاسیک، تا این لحظه حاضر نشده‌اند به یک اصل بنیادین تن دهند:

ایرانِ آینده بدون بازتعریف رابطه قدرت، بدون شناسایی حقوق برابر ملت‌ها، و بدون توزیع واقعی قدرت، قابل نجات نیست.

به همین دلیل، نه «جراحی اقتصادی» دولت، و نه «فراخوان خیابانی» اپوزیسیون، به‌تنهایی راه‌گشا نیستند. هر دو اگر به مسئله‌ی ساختار قدرت، عدالت ملی و حق تعیین سرنوشت بی‌اعتنا باشند، در نهایت به بن‌بست ختم می‌شوند.

لذا، ایران امروز نه در آستانه نجات است و نه در آستانه فروپاشی نهایی؛ بلکه در نقطه‌ی تصمیم تاریخی ایستاده است.

تصمیمی میان تغییر واقعی با پذیرش تکثر و عدالت یا تداوم چرخه‌ی بحران با چهره‌هایی تازه اما منطق‌هایی کهنه. و

تا زمانی که این واقعیت پذیرفته نشود، هر جراحی، صرفاً تعویق یک فروپاشی خواهد بود؛ نه درمان آن.

haray
ADMINISTRATOR
PROFILE

یازیلار

سون یازیلار

باش یازارلار

چوخ سئویلن لر

ویدیولار