انتشار یادداشتی با عنوان – و بالاخره جنگ- به قلم مجید بهستانی، عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین وابسته به سپاه پاسداران، واکنشها، انتقادات و نگرانی های عمیقی را در فضای عمومی و رسانهای ایجاد کرده است؛ نه صرفاً بهدلیل نگاه جنگطلبانه، بلکه بهواسطه عبور آشکار آن از مرز تحلیل و ورود صریح به توجیه سرکوب و اعدام فعالان مدنی تورک تحت عناوینی چون -اغتشاشگر- و -پانتورکیست-.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهستانی در این یادداشت، با ترسیم سناریویی فرضی از وقوع جنگ که آرزوی همه آخرالزمانی ها برای ویرانی ایران است، مدعی میشود که در صورت طولانی شدن درگیری، احتمال فعال شدن اغتشاشات و گروهکهای جداییطلب وجود دارد. او مشخصاً از فعال شدن جریان پانتورک در شمالغرب سخن میگوید و حتی تا آنجا پیش میرود که مداخله احتمالی جمهوری آزربایجان را نیز در قالب یک تهدید امنیتی مطرح میکند.
اما بخش تکاندهنده و نگرانکننده این یادداشت، جایی است که نویسنده، بهجای بحث در چارچوب حقوقی یا سیاسی، بهصراحت اعدام کسانی را که خواستار عدالت اجتماعی و اجرای اصول قانون اساسی هستند ـ از جمله فعالان مدنی تورک ـ بهعنوان راهکار امنیتی پیشنهاد میدهد.
اینجا دیگر با یک تحلیل روبهرو نیستیم، بلکه با پروژهای برای مشروعیتبخشی به حذف فیزیکی مخالفان مدنی بر مبنای هویت اتنیکی مواجه هستیم.
هراس ایدئولوژیکی آخرالزمانی از بیداری تورکان
چنین ادبیاتی را نمیتوان جدا از بستر فکری و ایدئولوژیک حاکم بر بخشی از ساختار امنیتی–عقیدتی جمهوری اسلامی تحلیل کرد. نویسنده این یادداشت بهخوبی آگاه است که بیداری ملی تورکان در ایران، بهویژه تورکان شیعه، با سرعتی بیسابقه در حال گسترش است؛ بیداریای که نه بر نفی همزیستی، بلکه بر مطالبه حقوق فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در چارچوب قانون استوار است.
این بیداری، دقیقاً همان نقطهای است که پروژه سرباز نیابتیسازی، هویتزدایی و بسیج ایدئولوژیک آخرالزمانی را با بنبست مواجه میکند. از همین رو، شاهد آن هستیم که هویتخواهی تورکان بهصورت سیستماتیک در قالب برچسب پانتورکیسم و تجزیهطلبی بازتعریف میشود؛ برچسبی که نه یک مفهوم علمی یا سیاسی، بلکه شناسنامهسازی امنیتی برای سرکوب است.
از قرهباغ تا آزربایجان ایران: دشمنی ایدئولوژیک یک پروژه واحد
این رویکرد، محدود به داخل مرزهای ایران نیست. دشمنی آشکار همین جریانهای عقیدتی با تورکان شیعه جمهوری آزربایجان در جنگ قرهباغ، حمایت عملی و تبلیغاتی آنان از ارمنستان، و همزمان مماشات یا همکاری با شبکههای بیثباتکننده در شمال عراق و سوریه، همگی اجزای یک دشمنی ایدئولوژیک منسجم با هویت تورکی هستند؛ دشمنیای که با شعار دین پوشانده میشود، اما در عمل به نقض آشکار حقوق ملل و حمایت از خشونت سازمانیافته میانجامد.
امنیتیسازی هویت؛ مقدمه سرکوب سازمانیافته
آنچه در یادداشت بهستانی میبینیم، نه دغدغه امنیت ملی، بلکه تلاش برای نشاندن صاحبان اصلی این سرزمین ـ تورکان ـ در جایگاه دشمن داخلی است. این همان تورکهایی هستند که قرنها ستون فقرات ایران تاریخی را شکل دادهاند، اما امروز مطالبه ابتداییترین حقوقشان با تهدید اعدام پاسخ داده میشود.
بیتردید، رواج چنین ادبیاتی پیامدهایی بسیار خطرناک دارد: مشروعیتبخشی به خشونت دولتی، امنیتیسازی هویتهای اتنیکی و مذهبی، توجیه نقض گسترده حقوق بشر و فراهمسازی بستر سرکوب سیستماتیک فعالان مدنی تورک که به یقین کابوسی است که تعبیر معکوس دارد.
این هشدار صرفاً درباره یک یادداشت نیست؛ بلکه درباره مسیر خطرناکی است که اگر متوقف نشود، میتواند جامعه را به سمت شکافهای عمیقتر، بیاعتمادی و خشونت ساختاری سوق دهد.
Leave a Comment
Your email address will not be published. Required fields are marked with *