شرافت ما قابل معامله نیست.
نوشته ی زهرا پوراسد را تقدیم حضورتان می کنم.
***
شنبه یکم آذر ۱۴۰۴، حوالی ظهر، مطلع شدم که آقای م.م، عضو سابق شورای شهر رشت، با عموی آقای ودود اسدی تماس گرفته و خواستار دیدار و گفتگو با من است. به دلیل شرایط روحی تایماز، این دیدار را به شرط حضور و گفتگو در منزل عموی ودود پذیرفتم.
⸻
حدود ساعت ۷ این دیدار آغاز شد. در ابتدا گفتگو را با این خبر شروع کردند: «میخواستند شما را هم بازداشت کنند!»
سپس به من گفتند اگر قول دهید ودود اعتصابش را بشکند و فعالیتش را کنار بگذارد، میتوانیم پروندهٔ دادگاه رشت را ببندیم و آزادش کنیم.
⸻
در پاسخ گفتم: اولاً هر تصمیمی که ودود گرفته و میگیرد قطعاً پشتوانهٔ فکری دارد و نه من و نه هیچ کس دیگری نمیتواند از جانب او قولی بدهد. ثانیاً با شناختی که از ودود دارم، او هرگز چیزی برای خودش نخواسته و یقین دارم از این به بعد هم نخواهد خواست.
تا زمانی که دیگر فعالین آذربایجانی به ناحق در اسارتند، ودود هیچگاه چنین آزادی تلخی را نمیپذیرد. حتی شنیدن این پیشنهاد برای او تلختر از زهر خواهد بود.
⸻
اصرار کردند: «پیغام ما را به ودود برسانید.»
و من گفتم: با اینکه میدانم ــ و شما هم خوب میدانید ــ پاسخ ودود چه خواهد بود، پیامتان را به او منتقل خواهم کرد.
⸻
ماجرا را به ودود گفتم. از بیشرمی و وقاحت فرستندگان پیام چنان عصبانی شد که از رساندن پیام پشیمان شدم.
ودود گفت: «من مرتکب هیچ خطا و گناهی نشدهام و برای خطا نکرده از هیچکس طلب عفو نخواهم کرد. آزادیهای مشروع و انسانی و حقوق شهروندیمان را گدایی نخواهم کرد. چیزی جز حق ملتمان نخواستهایم. تا زمانی که بیعدالتی هست، هرگز سکوت نخواهم کرد.
ما آزادی را نه برای خود، بلکه برای تمام ملتمان میخواهیم. مرگ برای من بهتر از آزادیای است که فعالین آذربایجانی در اسارت باشند و من شرافتم را با آزادی معامله کنم.»
⸻
آنها خیال میکردند با معامله، با ترس، و با وعدهٔ آزادیای تلختر از زهر، میتوانند صدای ما را خاموش کنند.
اما نمیدانستند که ودود و امثال ودود، انسانهایی نیستند که شرافتشان را با بستن یک پرونده عوض کنند.
⸻
تمام این مدت، در برابر تهدیدهای متعدد سکوت کرده بودم.
اما وقتی خبر هجوم به خانهٔ آقای طاهر نقوی، بیحرمتی به همسرش و بازداشت او را شنیدم—وقتی دیدم مرزهای اخلاق را یکییکی میشکنند، و میخواهند خانوادهها را با تهدید خرد کنند تا صدای حقخواهی خاموش شود—فهمیدم که سکوت من خیانت است.
خیانت به ودود، خیانت به راه او، و خیانت به خانوادههایی که زیر فشارها خرد میشوند.
⸻
از امروز در برابر هیچ تهدیدی سکوت نخواهم کرد.
نه از شما میترسم، نه از پروندهسازی، نه از بازداشت.
شما تنها چیزی را از من میگیرید که سالهاست از ما گرفتهاید: آرامش.
اما صدایم را، شرافتم را، و حقخواهی ودود را هرگز نمیتوانید خاموش کنید.
⸻