بر اساس گزارشهایی که در رسانههای غربی از جمله نیویورک تایمز مطرح شده، پروژه رسانهای پیرامون رضا پهلوی بیش از آنکه برای بازگشت واقعی او به ایران طراحی شده باشد، میتوانست بخشی از یک سناریوی پیچیدهتر برای مهندسی فضای سیاسی آینده ایران باشد؛ سناریویی که در آن، نام محمود احمدینژاد بهعنوان گزینهای قابل استفاده برای دوران گذار یا مدیریت بحران مطرح میشود.
در این نگاه، رضا پهلوی بیشتر نقش ویترین و ابزار جنگ روانی را بازی میکند؛ چهرهای برای تحریک افکار عمومی، جلب حمایت رسانههای خارجی و ایجاد دوگانههای سیاسی.
اما در پشت این نمایش، جریانهایی در داخل و خارج نظام بهدنبال بازگرداندن چهرهای مانند احمدینژاد بودهاند؛ فردی که هم سابقه حضور در ساختار قدرت را دارد، هم توانایی بازی با شعارهای پوپولیستی و امنیتی را دارد.
در واقع، رضا پهلوی اسب تروا بود؛ ظاهری پرزرقوبرق که توجهها را به خود جلب میکرد، اما آنچه قرار بود از دل آن خارج شود، نه بازگشت سلطنت، بلکه بازتولید یک پروژه دیگر در قالب احمدینژاد بود.
زیرا که؛ سلطنتطلبان نه پایگاه اجتماعی فراگیری در داخل ایران دارند و نه پروژههای رسانهای خارجنشین توانستهاند اعتماد غیرفارس ها را جلب کنند. به همین دلیل، برخی مراکز قدرت ممکن است بهدنبال گزینهای باشند که هم سابقه حکومتی دارد و هم میتواند در شرایط بحران، نقش ناجی ساختگی را بازی کند.



























Leave a Comment
Your email address will not be published. Required fields are marked with *