رسمیت زبان تورکی در ایران، نه به حجاب اجباری، نه به زبان اجباری. به نسل کشی زبانی در ایران پایان دهید / مهندس ودود اسدی

رسمیت زبان تورکی در ایران، نه به حجاب اجباری، نه به زبان اجباری. به نسل کشی زبانی در ایران پایان دهید / مهندس ودود اسدی
رسمیت زبان تورکی در ایران، نه به حجاب اجباری، نه به زبان اجباری. به نسل کشی زبانی در ایران پایان دهید مهندس ودود اسدی

 

 

هر ساله دوم اسفند ماه، روز جهانی زبان مادری، یادآور زخمی بزرگ بر پیکر ملل تحت ستم غیرفارس در ایران است و دردی را تداعی می‌کند که به نوعی نسل‌کشی زبانی و فرهنگی را در ذهن‌ها زنده می‌سازد. زبان مادری اکثریت شهروندان این مملکت به دست اقلیت به اسارت درآمده است؛ آن هم در کشوری که از لحاظ تنوع زبانی یکی از متنوع‌ترین کشورهای جهان محسوب می‌گردد.

 

در یک قرن اخیر، پس از بر تخت نشانده شدن گماشته‌های انگلیس یعنی پهلوی‌ها تا به امروز، به‌صورت رسمی، سیستماتیک و تحمیلی، با اهداف مشخص در راستای آسیمیله‌سازی و نابودی تدریجی فرهنگ، زبان و موجودیت اتنیک‌ها، زیر لوای بهانه‌هایی همچون تمامیت ارضی، حفظ آن، انسجام و اتحاد کشور و…، حس مالکیت بر کشور به یک اقلیت داده شده و اکثریت جمعیت جامعه با کدواژه‌های سرکوبی چون تجزیه‌طلب و پان از بطن جامعه حذف و به حاشیه رانده شده‌اند.

 

خروجی آن وضعیتی است که امروز شاهد آن هستیم؛ اینکه ایران مساوی با فارس و پارس تعریف می‌شود و هر چیزی که به این اقلیت از جامعه مربوط است، اعم از شعر، موسیقی، تاریخ، جغرافیا و… ملی و ایرانی محسوب می‌شود و بقیه اقوام باید به‌صورت مرگ تدریجی به فراموشی سپرده شوند.  لذا معترضین به این سیاست‌های ضدبشری که برهنه و شفاف در قالب نقاب ایران‌پرستی استتار شده و تفکرات قوم‌گرایی فارسی را به نام ملی‌گرایی ایرانی تبلیغ و نمایش می‌دهد، مورد سرکوب قرار می‌گیرند.

 

این در حالی است که بحث زبان مادری و تحصیل به زبان مادری نباید در حوزه سیاست باشد و مربوط به حوزه علم آموزش و پرورش است. زبان به نوعی موجود زنده است که طی قرن‌ها و سالیان دراز، نسل‌ها و نیاکان گذشته هر ملت و قومی آن را به وجود آورده‌اند و میراث بشری است.

 

از بین بردن هر زبان برابر است با از بین بردن ملتی و بخشی از تمام انسان‌هایی که به آن زبان صحبت می‌کنند و می‌اندیشند. هر انسانی که به زبان مادری خود آموزش و سواد نیاموزد، بی‌شک طبق استانداردهای حقوق بشری دچار خشونت آموزشی شده است. خواندن و نوشتن که به عنوان اولین مرحله در آموزش و پرورش در مدارس است، اگر به زبان غیرمادری دانش‌آموزان باشد، موجب وحشت، ترس، دلزدگی و افزایش ترک تحصیل دانش‌آموزان از یادگیری خواهد شد.

 

در این راستا جمله معروفی درباره اهمیت زبان وجود دارد که می‌گوید: اگر ملتی ارتش خود را از دست بدهد، باز می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؛ اگر ملتی سرزمین خود را از دست بدهد و اشغال شود، باز می‌تواند به حیات خود ادامه داده و زنده بماند؛ اما اگر ملتی زبان مادری خود را از دست بدهد،  بی‌شک آن ملت محکوم به نابودی و پاک شدن از صحنه روزگار است.

 

بسیاری از تحقیقات و بررسی‌ها که در مقالات بی‌شماری ثبت و منتشر شده، نشان می‌دهد که آموزش به زبان مادری حداقل ۷۰ درصد بازده آموزشی را بالا می‌برد و تحصیل به زبان مادری به سرعت و کیفیت سوادآموزی کمک می‌کند.

متأسفانه در عصر ما، در قرن ۲۱، در ایران اسلامی که مدعی بسیاری از مباحث والای بشری است، شهروندان از ابتدایی‌ترین حقوق بشری خود یعنی تحصیل به زبان مادری و ارج نهادن به ثروت معنوی، فرهنگی و بشری خود محروم‌اند و برای احقاق آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و مطالبه‌گران این حقوق هزینه‌های بی‌شماری را متحمل هستند.

لذا منطق و عقل سلیم نشان می‌دهد که در کشوری با این تنوع زبانی و اتنیکی، همانند ممالک دموکراتیک و مترقی و در حال رشد دنیا که این مسئله حیاتی را متمدنانه‌تر اندیشیده و عملی کرده‌اند، باید الگو برداری کرده و تحصیل به زبان مادری را جزو حقوق لاینفک، اساسی و انسانی پذیرفت و از تک‌زبانی، تک‌صدایی، سلطه و اسارت زبانی دست کشید و برای ایجاد اتفاق، اتحاد، انسجام و وفاق، چند زبان که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند به عنوان زبان میانجی و واسطه بین شهروندان ایران رسمیت داد و از عواقب ادامه این سیاست‌ها اجتناب کرد و به یک قرن اسارت زبانی و سیاست‌هایی که به نوعی نسل‌کشی فرهنگی و آسیمیلاسیون است و باعث بی‌عدالتی و تبعیض در تمام ابعاد و اجزای مملکت‌داری و توزیع قدرت و ثروت به صورت عادلانه بین همه شهروندان می‌شود، پایان داد.

بر این باور و عقیده هستیم که تحمیل و اجبار یک زبان و فرهنگ و چنین سیاستی هرگز وفاق، اتحاد و انسجام ملی و همگرایی ارگانیک را برای شهروندان یک کشور کثیراللسان و متنوع اتنیکی به وجود نخواهد آورد و جنبه سرکوب مخالفین وضعیت موجود و امنیتی‌سازی این مطالبات برحق، کار را به جایی خواهد رساند که بخش بزرگی از جامعه تا حد برخورد اپوزیسیونی با آن زبان تحمیلی و سیاست انحصارطلبانه با عناوینی چون زبان رسمی یا ملی پیش خواهد رفت و موجب نفرت و کینه بخش بزرگی از جامعه خواهد شد که زبان مادری‌شان را در اسارت، حذف و حاشیه‌ رانده‌شده از حقوق انسانی و ادامه حیات و آموزش، زیر سلطه زبان بخشنامه‌ای و تحمیلی که در نقش زبان قاتل می‌بینند.

بر این عقیده هستیم که نباید با هیچ زبان، ادبیات و موجودیت فرهنگی برخورد اپوزیسیونی داشت و به هیچ زبانی نباید در جامعه متکثر بر زبان‌های دیگر برتری داده شود. زبان‌ها و فرهنگ‌ها تنها در صورتی موجب همگرایی می‌شوند که آزاد و در شرایط برابر به حیات خود ادامه دهند و در این صورت است که قلوب انسان ها هم نزدیک شده و هیچ زبان و اتنیکی در این جامعه بر دیگری برتری و ارجحیت نخواهد داشت و دلیلی برای مبارزه و تنش جهت احقاق حقوق انسانی و شهروندی برابر باقی نمی‌ماند.

در پایان باید متذکر شویم تا زمانی که سیاست‌های تحمیلی، انحصارطلبانه، تمامیت‌خواهی و قوم‌گرایی فارسی کنار گذاشته نشود و خساراتی که این سیاست‌ها در یک قرن گذشته به کشور و مردمان آن تحمیل کرده جبران نگردد و چندین زبان سیر تکلم و گویش، علی‌الخصوص زبان تورکی که تنها زبانی است در ایران که در اکثریت استان‌های کشور شهروندان بومی تُورک دارد با جمعیتی در حدود نزدیک به نصف جمعیت کشور، از تُورک‌های جنوب از خلیج کَنگَر، استان خوزستان در شهرهای هفتگل، قلعه‌تل، امیریه، آغاجاری و… تا استان فارس، بوشهر، وارثان رئیس‌علی دلواری‌ها، تُورک‌های قشقایی، مُغانلو، تا تُورک‌های افشار و پیچاقچی کرمان، سُنقر کرمانشاه، تُورک‌های خلج، شاهسَون، استان مرکزی، تهران، کرج، قم، همدان، قروه و بیجار و دیگر نقاط استان‌های کردستان و کرمانشاه، تُورک‌های خراسان، گلستان، گیلان و مازندران و در نهایت تُورک‌های آزربایجانی در استان‌های قزوین، زنجان، همدان، اردبیل، آزربایجان شرقی و غربی و… رسمیت نیابد، این روند ادامه خواهد داشت.

در پایان، به بهانه روز جهانی زبان مادری، به صراحت و شفافیت برای پایان دادن به این تنش و رویارویی و متحمل کردن جامعه به هزینه‌های غیرقابل جُبران که موجب ایجاد نفرت و تولید کینه می‌شود ـ و شاهد آن هستیم که در برخی شهرهای ایران صحبت به فارسی به نوعی عمل خائنانه به آن اتنیک بومی محسوب می‌شود که ساکن آن شهر و منطقه هستند ـ باید کشور را از تک‌صدایی و تک‌زبانی خارج کرد و با رسمی شدن چند زبان در ایران به این سیاست‌ها پایان داد.
نه به تمامی اجبارها و تحمیل‌های غیر‌بشری.

زندانی سیاسی
وَدود اَسدی-زندان اِوین
دوم ِِاسفند ۱۴۰۴

 

 

 

haray
ADMINISTRATOR
PROFILE

یازیلار

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked with *

سون یازیلار

باش یازارلار

چوخ سئویلن لر

ویدیولار